قلب من

من نوای فلوتش را میشنوم

خودت را سرکوب کردن نمی دانم

گرچه بهار نیست،گل می شکفد

وزنبور دعوتش را می پذیرد

آسمان می غرد و برق می زند

وامواج در قلبم غلیان می کنند

باران می زند

وقلبم آفریدگار را می طلبد

قلب من به مرزی رسیده است که از آن

ترنم جهان برمی خیزد و فرو می نشیند:

آنجا که بیرق هایی پنهان در آسمان به اهتزاز آمده اند

کبیر می گوید:

"قلب من می میرد،اگر چه همیشه زنده است"

/ 32 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yasna

وبت محشره فقط قالبش یکم زیادی مشکیه

yasna

وبت محشره فقط قالبش یکم زیادی مشکیه البته نظر شخصیمه ها!!!

yasna

وبت محشره فقط قالبش یکم زیادی مشکیه البته نظر شخصیمه ها!!! شایدم سلیقت این باشه که مشکی باشه و عاشقانه

Zahra

برایم مهم نیست چه کسی جایم را درقلبش گرفت، چون میدانم پس مانده های ‏”گرگ” را فقط ‏”سگها” می برند!

Zahra

تو در کنار عشقت می گویی و ومی خندی… ولی یادت باشد که روزی می رسد که داشته باشی آرزوی یک شب همنشینی با من را… خوش باش که خوشی هایت دوام ندارد!!

Zahra

آهویی که به کفتار چشمک بزنه لیاقت نداره سایه ی “شیــــر” رو سرش باشه . . ! شیرت بودم نفهمیدی…؟

حمید(عامر)

یادت نرود که یاد تو در یاد است آبـادى این دل من بـــراى تـو آبـــاد اســت از یــاد نبر دل حقیرم اى دوست در این دل من همیشه یادت یاد است

fafa

شاد بودن هنر است، شاد کردن هنری والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش، که چو یک شکلکِ بی جان شب و روز بی خبر از همه خندان باشیم! بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد… شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد !